تبليغاتX
اگه هـــم صدام بودی
به چشمانت بیاموز که هر چیز ارزش دیدن ندارد .

Image hosting by TinyPic

mmmkkk-1.jpg picture by jafar2000ok 

Image hosting by TinyPic

توی این غروب خلوت دِلم گرفته
تموم دنیارو غم گرفته
مُسافر من که کوله بارش پُر از غباره
صدای بالِ کبوتَرارو یادم میاره
شاید رو بال سفید اَبرا نشسته رَفته

چه خوب گریه که قد دنیا دلم گرفته
چه خوبه گریه که مثل اَبرا دلم گرفته
ای رفته بی خَبر نِفرین به این سفر
رفتیو دستمو نگرفتی دَستای خَستَمو نگرفتی
من از این شهر بی صدا کجا بِرَم
دل شکستمُ به کی بدم
شده این درد کُهنه وقت گفتنش
کجا برم به کی بگَم به کی بگَم

صدام کردی صدام کردی
صدای قلبمُ شنیدم
صدام کردی صدام کردی
صدای قلبمُ شنیدم
با گریه دنبال تو گشتم ولی دیگه تورو ندیدم
تمام لحظه هارو گشتم ولی دیگه تورو ندیدم

تن گرم عاشقت کوُ که سرده دستام
ببین چه خسته ببین چه تنهام
تو نیستی رنگ سحر پریده ،ستاره مُرده
سیاهی ِ شب روزای خوبُ به خاک سپُرده
صدات صدای پرنده ها بود پُراز هَوا بود
چی شد که بال صداتو بستن
بگو پَراتُ کجا شکستن
بگو پَراتُ کجا شکستن کجا شکستن
اَشکم نصارِ تو قلبم مَزارِتو

رفتیو سایه ها تو رو بُردن
مردای قصه ها همه مُردن
من از این شهر بی صدا کجا بِرَم
دل شکستمُ به کی بدم
شده این درد کُهنه وقت گفتنش
کجا برم به کی بگَم به کی بگَم

صدام کردی صدام کردی
صدای قلبمُ شنیدم
صدام کردی صدام کردی
صدای قلبمُ شنیدم
با گریه دنبال تو گشتم ولی دیگه تورو ندیدم
با گریه دنبال تو گشتم ولی دیگه تورو ندیدم
ولی دیگه تورو ندیدم ولی دیگه تورو ندیدم
ندیدم ندیدم ندیدم ندیدم ندیدم

 

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 8:0  توسط سید جعفر  | 

      

                 

Slide29.jpg picture by jafar2000ok

 

بگو با من چرا تا کی نمی بینم تو را ای ماه

 

بگو تا کی  اسیرم من اسیر درد ورنج و آه

 

نمی دانم چه خواهد شدحدیث عشق و دل دادن

 

چه پایان دارد این قصه نبرد غصه ها با من

 

به پاهایم توانی نیست شدم خسته ازاین تکرار

 

از این دور تسلسل ها میان گنبد دوار

 

درونم شعله ای سرکش برونم رو به خاموشی

 

به قلبم خاطراتی تلخ  پر از حس فراموشی

 

زمن پرسند بهر چه چنین بی تاب و حیرانی

 

بیا ای آسمان بشنو دلیل این پریشانی

 

که اکنون مدتی باشد  ندیدم دلبر خود را

 

ندیدم روی خندانش  و آن چشمان زیبا را 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 15:28  توسط سید جعفر  | 

 

Slide32.jpg picture by jafar2000ok

ميميرم برات
ميميرم برات نميدونستي ميميرم بي تو بدون چشات
رفتي ازبرم
نميدونستي كه دلم بسته به ساز صدات
آرزومه كه نميدونستي كه من ميميرم برات
ميميرم برات
عاشم هنوز
نميخوام كه بموني بسوزي به ساز دلم
گفتي من ميرم
نميتونستي بري به فرداها گل خوشگلم
بروراهي نيست تا فرداها يارخوشگلم
بمون با دلم

سفرت بخير
اگه ميري ازاينجا تك وتنها به يه شهر دور
برو كه رفتن بدون ما ميرسه به يه دنيا نور

سفرت بخير
برو گر شكستي ز من بتوني دوباره بساز
با دلي شكسته و نا اميد تو بازم بساز
تو بازم بساز
نمي خوام بياي
نمي خوام ميون تاريكي من تو حروم بشي
نمي خوام ازت نمي خوام مثل يه شمع بسوزي برام
تا حروم بشي
برو تا تو بزرگي مي خوام تا فقط آرزوم بشي آرزوم بشي

 

 


 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم دی 1386ساعت 6:29  توسط سید جعفر  | 

 

 

Slide33.jpg picture by jafar2000ok

منم سرگشته حیرانت ای دوست 

کنم یکباره جان قربانت ای دوست

 ولی نا ساز شوق وصل کویت  

نهم سر به سر پیمانت ای دوست
 
 دلی دارم در آتش خانه کرده  

میان شعله ها کاشانه کرده

 

 دلی دارم که از شوق وصالت 

وجودم را زغم ویرانه کرده

 

 وجودم را زغم ویرانه کرده 
 

 من آن آواره بشکسته حالم  

زحجرانت دو تا رو بر زبانم

 

 منم آن مرغ سرگردان و تنها

 پریشان گشته شد یکباره حالم

 

 نهم سر بر سر سجـاده کردم

دعای بر آن دل داده کردم

  

زحسرت ساغر چشمانم ای دوست

 

  لبانت یکسره از باده کردم

 

 دلها تا کی اسیر یاد یاری   

زحجر یار تا کی داغ داری

 

 بگو تا کی زشوق روی لیلی  

تو مجنون پریشان روزگاری

 

 پریشانم ، پریشان روزگارم

  من آن سرگشته حجر نگارم

  

کنون امیدست با امید وصلم

 

درون سینه آسایش ندارم

 

 زحجرت روز و شب فریاد دارم 

  زبی دادت دلی نا شاد دارم
 
 درون کوسار سینه خــــود 

هزاران کشته چون فرهاد دارم
 
 چرای ای نازنینم بی وفانیست

زما دم با دل من جفا نیست
 
 چرا آشفته کردی روزگارم 

عزیزم داره این دل هم خدای
 
 عـــزیــــزم داره ایـــن دل هـــم خـــدای
 

 

 

(بیــاد مهدی )

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 14:5  توسط سید جعفر  | 

  

Slide18.jpg picture by jafar2000ok

 

 دلواپس ترین دلواپسی دنیا دلواپس چشمانت کاشکی . . . 
در بیکران کرانه های رویایی این غروب دل سرخ

کمی هوای دلت به رنگ آبی بی کران کرانه های دلم بود

 کاشکی در بینهایت باورهایم تو بودی و رویای ماندنت .

دلتنگم

دلتنگ در اغوش کشیدن

تمام فریادها

تمام یادها

تمام بنیادها

تمام بودنت

تمام دیدنت

تمام فریادهای نا همگون دنیای بی پروای ژرف بی احساس.

دلتنگ دلم شاید که دیگر نیست دلی که در حوالی چشمانت به

خاک سپردی و رفتی که بمانی .

منتظرم ،

منتظر و خمارالوده یک تماشا

منتظر و چشم به راه يک بار ديدنت

اسیرم ،

اسیر رخوتی مبهم

اسير يک دلبستگي مبهم

اسير يک عشق يک طرفه

اسير يک دوست داشتن بي نهايت

کجاست شوری که شعری بیافرینم

امشب باز خود را به من رسانده ای . . .

به من رسید ی و بر فراسوی نگاهم چشم دوختی و خود

 را بر بلندای آزوهایت دیدی من در بدر چشمانت بودم و تو

دیده به دیدار چشمانم چشم می دوختی
کجاست یادم ؟ ،

به دنبالت ،

به دیدارت ،

به رویایت نمیدانم . . .
نمیدانم چنین بودن چگونه میتوان ماندن
نمی دانم کدامین یاد رویای زمین آرام گاهی میتواند

 باشدم در ظلمت رویای بی بنیاد نا آرام خونین دل .

اگر روزی به دیدارم قدم در تیره راهی سخت بنهادی

 بیا هم توشه راهت دل پر درد خونینم .

    

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 6:52  توسط سید جعفر  | 

Slide10.jpg picture by jafar2000ok

 

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم

صید افتاده به خونم

تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم

به من از کوچه گذر کردی و رفتی

به من از شهر سفر کردی و رفتی

قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم

تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم

تو نفهمیدی

نگرت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی

چون در خانه ببستم

دگر از پای نشستم

گویا زلزله امد

گویا خانه فرو ریخت بر سر من

بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی

تو همه بود و نبودی

تو همه شعر و سرودی

چه گریزی ز بر من

که بمیرم زغم دل

منو یک لحطه جدایی

نتوانم نتوانم

نتوانم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 7:33  توسط سید جعفر  | 



Image hosting by TinyPic



Slide31.jpg picture by jafar2000ok

Image hosting by TinyPic


یه روز اومدی مثل موج دریا
بوی پیرهنت مثل خواب و رویا
سایه های ما رو شنای ساحل
پا به پا بی صدا غرق تمنا
یه روز اومدی تو سکوت سردم
سر به راه شد این دل دوره گردم
حالا چی شده که می خوای جدا شی
چی شده تو بگو من چه کردم
حالا باز منو نسیم و موج دریا
میمونیم بدون تو غریب و تنها
به خدا بی تو یه صدف شکستم
به خداااا
حالا باز منو نسیم و موج دریا
میمونیم بدون تو غریب و تنها
به خدا بی تو یه صدف شکستم
به خداااا
دوباره تو باد موهاتو رها کن
منو راهیه شب قصه ها کن
میمیرم واسه تب تند لبهات
دوباره زیر لب اسممو صدا کن
اشکم و پاک کن از گونه ی من
سر بذار باز رو شونه ی من
منو سیاه کن با دروغ تازه
بگو که میگیری بهونه ی من
حالا باز منو نسیم و موج دریا
می مونیم بدون تو غریب و تنها
به خدا بی تو یه صدف شکستم
به خداااا
حالا باز منو نسیم و موج دریا
میمونیم بدون تو غریب و تنها
به خدا بی تو یه صدف شکستم
به خداااا
دوباره تو باد موهاتو رها کن
منو راهیه شب قصه ها کن
می میرم واسه تب تند لبهات
دوباره زیر لب اسممو صدا کن
اشکم و پاک کن از گونه ی من
سر بذار باز رو شونه ی من
منو سیاه کن با دروغ تازه
بگو که میگیری بهونه ی من
حالا باز منو نسیم و موج دریا
میمونیم بدون تو غریب و تنها
به خدا بی تو یه صدف شکستم
به خداااا
حالا باز منو نسیم و موج دریا
می مونیم بدون تو غریب و تنها
به خدا بی تو یه صدف شکستم
به خداااا
حالا باز منو نسیم و موج دریا
میمونیم بدون تو غریب و تنها
به خدا بی تو یه صدف شکستم
به خداااا

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 13:9  توسط سید جعفر  | 

 Image hosting by TinyPic

Slide36.jpg

Image hosting by TinyPic

اون که یه وقتی تنها کسم بود

تنها پناه دل بی کسم بود

تنها گذاشت و رفت از کنارم

از درد دوریش من بی قرارم

خیال میکردم پیشم میمونه

ترانه عشق واسم میخونه

خیال میکردم یه هم زبونه

نمی دونستم نامهربونه

با این که رفته اما هنوزم

از داغ عشقش دارم میسوزم

فکر و خیالش همش باهامه

هرجا که میرم جلو چشامه

دلم میخواد تا دوام بیارم

روی درد دوریش مرهم بزارم

اما نمیشه راهی ندارم

نمی تونم من طاقت بیارم

نمی تونم من طاقت بیارم

اون که یه وقتی تنها کسم بود

تنها پناه دل بی کسم بود

تنها گذاشت و رفت از کنارم

از درد دوریش من بی قرارم 

                          

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 10:45  توسط سید جعفر  | 

Image hosting by TinyPic

 Slide34.jpg

Image hosting by TinyPic